تبليغاتX
... وقايع ابن محمود ... - ميرشكاك به شش روايت

... وقايع ابن محمود ...

لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد

 

زيباترين سرنوشت براي يك ياغي، ترك اين دنياي بي معرفت در اوج ياغيگري است. تراژدي بازنشستگي ياغيان سرانجام به فكاهه و هزل مي‌انجامد. حكايت شير پير است و مذلت روزگار.

اسب سفيد وحشي كه با آخورش هم سرگران است، وقتي شهري شود بايد با گندم و گيلاس بسازد!

يوسفعلي ميرشكاك كه زماني شاعران و نويسندگان اين مرز و بوم از دست قلم او به تنگ بودند و گيرهاي سه پيچش شرنگ در جام عيش مي‌ريخت، به پنجاه نرسيده، دچار پنجري روح شده و دنبال جا باز كردن براي انسان محض است.

اخيراً سيد عبدالجواد موسوي حق پيوند را بجا آورده و گزيده‌اي از اشعار يوسفعلي ميرشكاك را به همراه نقدي و گفتگويي به چاپ رسانده است (زخم بي بهبود/ تهران/ 1385). ما در مطالعه اين كتاب و تأملات ابن محمودي خود، موفق به كشف شش شخصيت به اسم مير شكاك شديم كه نتايج تحقيق خود را فهرست‌وار و بي هيچ چشمداشتي در اختيار جامعه ادبي كشور مي‌گذاريم. اين موجود چند وجهي،  از موارد قابل تأمل در نمايش پايين و بالا شدن شخصيتهاي دروني يك آدم ناراحت است.

 

ميرشكاك 1: رييسعلي دلواري + منوچهر آتشي (برنو)

ميرشكاك 2: فرديد + چاله ميدان (حوالت تاريخي)

ميرشكاك 3: علي معلم + بيدل (حيرت آهنگ)

ميرشكاك 4: موعود + فروغ فرخزاد (در ابتداي پريشاني)

ميرشكاك 5: فمينيسم + مدرنيته (پرسپكتيو)

ميرشكاك 6: كشكول + بساط (يك رگم هشيار نيست)

 

اين مرزبنديها البته در جنب شخصيت متلاطم اين آدم چندان اعتباري ندارد و گاه كشكول و بساط با مرحوم فرديد قاط مي‌زنند و ميرشكاك مي‌شود بازيگر مسعود ده‌نمكي در فيلم فقر و فحشا !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 8:33  توسط ابن محمود  |