تبليغاتX
... وقايع ابن محمود ... - سگي به نام بكت

... وقايع ابن محمود ...

لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد

 

مجله ‹نگاه نو› در شماره اخير خود (ش 81: بهار 88) بدون هيچ مناسبت خاصي اقدام به بازگويي ناگفته‌هايي در مورد زندگي ساموئل بكت نمايشنامه‌نويس ايرلندي از زبان دوستان و همكاران او كرده است. ما چون از ديرباز به ناگفته‌ها علاقه خاصي داشته‌ايم، يكي از آنها را كه نمايانگر طبع بلند اين نويسنده پرآوازه است، نقل مي‌كنيم. اين ناگفته را، نويسنده‌اي به‌نام تام بيشاپ گفته است.

::

من و همسرم طي ساليان گذشته سگ‌هاي شكاري بسياري داشته‌ايم. اسم اولين آنها را ‹گودو› گذاشته بوديم. اما زياد عمري نكرد. تصميم گرفتيم سگ بعدي را ‹بكت› بناميم. البته از سر رفاقت و علاقه‌اي كه به سام بكت داشتيم. هر وقت در پاريس به ديدار بكت مي‌رفتيم، دباره سگ‌مان با او حرف مي‌زديم. اما هرگز اسم او را به زبان نمي‌آورديم. از شما چه پنهان، سگ ما ‹بكت› عمري طولاني كرد و اين راز بر روح و جان ما دو نفر سنگيني مي‌كرد. سرانجام همسرم روزي كه به ديدار بكت رفته بوديم، دل را به دريا زد و نزد بكت زبان به اعتراف گشود: سگ ما كه معرف حضورتان هست؟ ما اسم شما روي آن گذاشته‌ايم. بكت خنده‌اي از ته دل كرد و گفت: خودم خبر داشتم! هلن گفت: اميدوارم از نظر تو اشكالي نداشته باشد. بكت گفت: اگر از نظر سگ‌تان اشكالي نداشته باشد، از نظر من هم ندارد!

::

درباره اين حكايت چند نكته كوتاه عرضز مي‌كنيم:

اول. روي سگ‌هايتان اسمهاي مثبت بگذاريد تا بيشتر عمر كنند.

دوم. يكي از مباحث مهمي كه هنگام ديدار از نويسندگان بزرگ مي‌توان مطرح كرد، حرف زدن درباره سگ‌هاست.

سوم. همسر تام بيشاپ احتمالاً به زبان عربي مسلط نبوده و غلط رايجي را مرتكب شده و بجاي ‹معروف حضور›، فرموده است: معرف حضور.

چهارم. بكت هم مثل بسياري از بزرگان بسياري از مسائل را مي‌دانسته، اما به روي خود نمي‌آورده است.

پنجم. شرم حضور خوب چيزي است.

نتيجه‌گيري اخلاقي: نظر سگ‌ها هم شرط است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 8:55  توسط ابن محمود  |