تبليغاتX
... وقايع ابن محمود ... - روز ملّی ِ «می‫باشد»

... وقايع ابن محمود ...

لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد

 

همه چیز طوری اتفاق افتاد که الآن که میخواهم از آن روزها سخن بگویم، باورش برای خود من هم سخت است. 40 سال پیش، در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری که با حضور پُر شور مردم برگزار شد، وقتی آقای «ایشان» به ریاست جمهوری رسید، همه انتظار تحولی جدی را در جامعه میکشیدند. ولی تصور نمیرفت که این تحولات تا این حد بتواند زندگی همه ما را تحت الشعاع تأثیرات خودش قرار بدهد.

..

مطمئناً آقای «ایشان» مردی بود بسیار جدی و عدالتخواه. «ایشان» اولین کاری که کرد، انتصاب جناب «میباشد» بود به وزارت امور مکاتبات اداری و غیره. تا قبل از آن، «است» توانسته بود فضای ساده و صمیمانهای در وزارتخانه متبوع ایجاد کند. اما این صمیمیت به نظر میرسید که فاقد جدّیت و ابهّت لازم است و مردم و مقامات کم کم عادت کرده بودند که به حضور ساده و صمیمانه او عادت کنند. اما از او حرفشنوی لازم را نداشته باشند و حرفهاي او را جدی نگیرند.

..

«میباشد» هم مثل «ایشان» طرفدار نظم آهنین اداری و به عبارت شاعرانهتر «سرهنگی فرهنگی» بود. به همین خاطر، به محض ورود یک بخشنامه مهم اداری صادر كرد و در آن، در راستاي اطلاعرساني شفاف، حذف ضروری «است» و همه اتباع و اذناب بی مایه او را از وزارت جلیله مکاتبات اداری و غیره به استحضار همگان رسانيد. وی تأکید کرد که: «اجرای این دستور العمل در کلیه ادارات و نهادها و سازمانها و غیره لازم الاجرا میباشد». حضور «میباشد» در این بخشنامه، حاکی از  جدیت آن بود و همگان را وا میداشت که به جدیت و لازم الاجرا بودن آن احترام بگذارند.

..

«میباشد» توانست با این بخشنامه و مساعدت ملت مؤمن و شهید پرور، در سیستم اداری کشور شور و تحول زاید الوصفی ایجاد نماید. همان روز، «است» کت و شلوارش را كَند و به یک مدیر خیابانی تبدیل شد. از آن تاریخ به بعد، همه کسانی که روزگاری تا کمر جلوی «است» خم میشدند، محل سگ هم به او نگذاشتند و تا میتوانستند او را از خود راندند. آنها همچنین، تمثال بی مثال «میباشد» را در جزئیترین اتاقهای ادارات تابعه وزارت فخیمه مکاتبات اداری و غیره نصب نموده و کارمندان فهیم و وظیفه شناسان، روزی چند بار در مقابل تمثال وی دولا و راست میشدند و مراتب ارادت قلبی خود را از راه دور به او ابراز میداشتند.

..

از آن روز به بعد، همه چیز به دو دسته تقسیم شد: «میباشد» و «نمیباشد». باشندگی همه چیز از آن تاریخ، منوط به نظر «میباشد» بود. اگر مینوشت: «مقدور میباشد» همه چیز بوی جشن و شادی میگرفت و اگر میگفت: «مجاز میباشد»، مخاطب هر کار دلش میخواست میکرد و به کسی ربط نداشت. اما امان از روزی که «میباشد» صبحش از دنده چپ از خواب بر میخاست و به کسی میگفت: «در شرایط فعلی امکان پذیر نمیباشد»، روزگار آن فرد نه فقط در شرایط فعلی، بلکه در همه شرایط سیاه میشد. اگر از دو لب مبارک در میرفت که: «رسیدگی به این مسئله ضروری میباشد»، آحاد ملت خواب راحت نداشتند تا به آن مسئله هرچه سریعتر رسیدگی نمایند. و اگر میفرمود: « به صلاح نمیباشد»، میبایست فاتحه آن چیز را خواند و آن را تمام شده تلقی کرد.

..

«میباشد» عادت داشت و بلکه رسالت خود میدانست نظر خود را در مورد تمامی مسایل داخلی و خارجی با صراحت اعلام و ابراز نماید و معمولاً بعد از هر اظهار نظر، خبرگزاریها وظیفه داشتند منویات ایشان را بدون حذف حتی یک واو به استحضار ملت شریف برسانند. حُسن خوبی فرمایشات متین و موقر «میباشد»، راهگشا بودن آنها در تمامی شئونات کار و زندگی بود که در اینجا به شمهای از آنها اشاره میگردد:

_ فردوسی از مفاخر فرهنگی و ادبی این کشور میباشد.

_ تجلیل از بزرگان شعر و ادب مملکت از اهمّ واجبات میباشد.

_ هیچ کس به بزرگی سعدی و حافظ نمیباشد.

_ مولوی یک شخصیت جهانی بسیار مهم میباشد.

_ نبوغ خیام در ریاضی مورد تأیید ما میباشد. (در شعر چه عرض كنم؟)

..

از آن تاریخ تا امروز «میباشد» کماکان بر مسند وزارت مکاتبات اداری و غیره متمکن میباشد و ملت از فیض وجود ایشان بهره مند میباشند. یک روز از همین روزها، بدون آنکه کسی بخشنامهای صادر کند یا دستوری بدهد، ملت بصورت كاملاً خودجوش و مردمي تصمیم گرفت به منظور تجلیل از خدمات بی شائبه «ایشان»، یکی از روزهای تقویم را به نام روز ملی «میباشد» نامگذاری نماید. به محض اعلام این خبر، سازمان جهانی یونسکو، ضمن ابراز خرسندی از این تصمیم داهیانه، اعلام کرد که پشتیبان جدی این حرکت میباشد.

..

دیروز، روز ملی «میباشد» بود!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 10:7  توسط ابن محمود  |