هم نسبت رشد يك به سي خواهد شد
هم مشكل فقر بررسي خواهد شد
اين خشت بدون ادّعا هم روزي
دانشـكده مهـندسي خواهد شد.
لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد
هم نسبت رشد يك به سي خواهد شد
هم مشكل فقر بررسي خواهد شد
اين خشت بدون ادّعا هم روزي
دانشـكده مهـندسي خواهد شد.
خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من
بزمی که در آن بزم تو وا مانی و من
من بر سر بسترت بخوابانم و تو
آن نرگس مست را بخوابانی و من...
(سلمان ساوجی)
1) سلمان ساوجی از جمله شاگردان سید مهدی موسوی است که خود را هر چهارشنبه از ساوه به کرج میرساند تا محضر سید را درک کند. از بین شاگردان سید مهدی موسوی، هیچکس به اندازه سلمان نتوانست یک شعر اروتیک را به این اندازه عفیف و خفیف اجرا کند. حیف که این شاعر نامراد خیلی زود قفس تن را شکست و در سنه 778 ق جان به جانآفرین تسلیم کرد و به عبارت سادهتر مُرد.
2) آدمهایی هستند در دنیا که خیلی کم ظرفیتاند و اگر بتوانند شبی نصفه شبی کاری صورت بدهند و دل خلق الله را به دست بیاورند، آدم و عالم را خبر میکنند که ما فلان تخم دو زرده را گذاشتهایم. سلمان ساوجی بسیار آدم متواضع و پرهیزگاری بوده و سعی داشته هر عمل خیری انجام میدهد، کسی بدان وقوف نیابد. فلذا، به دوست محترمهاش توصیه میکند که فقط تو دانی و من! تا خدای نکرده ریا نشود.
3) بستر سازی یکی از هنرهای اصیل ایرانی است. هر کاری احتیاج دارد که از قبل بسترش آماده شده باشد. اینکه میبیند دولت عدالتگستر مهرپرور این همه در خصوص ایجاد بسترهای لازم فعالیت مینماید، به خاطر آن است که به سنتهای اصیل خود پایبند است.
4) اجرای سه نقطه، یکی از روشهای نوین سپیدخوانی متن است که سلمان ساوجی به تأسی از بزرگان شعر مدرن و پسا مدرن امروز، آن را 700 سال پیش پیاده کرده است. اینکه شاعر در انتهای شعر قصد چه عمل خیری داشته، به تعداد نفوس عالم امکانات تفسیری دارد. و تقصیرش به گردن خواننده است نه مؤلف.
5) «نرگس مست» یک بیان بسیار فشرده و غیر مستقیم از استعمال مشروبات الکلی در بزمهای قدیم بوده است که بحمد الله در جمهوری اسلامی ریشهکن شده است. در بزمهای امروزی همه آب معدنی میل میفرمایند.
6) رسیدن به امنیت و آرامش یکی از خواستههای بحق ملت ایران است و خوشبختانه این شعر نشان میدهد که همه این امت خداجو، خواهان چنین مسئلهای هستند. و اگر میبینید که این قدر امروزه بحث انرژی هستهای داغ است، ریشه در همین خواسته بحق و حق مسلم دارد. همگان میدانند که خوابیدن و از آن مهمتر خواباندن، لازمهاش امنیت اجتماعی است که طرحش در دست اجراست.
7) فردیت در شعر هیچ جایگاهی نداشته و همه «من»ها، «من» مثالی و تمثیلی هستند، بغیر از «من» این شعر که یک «من» شخصی است که البته قدرت تسری و تجلی در همه «من»های عالم پیدا کرده است. فردیت یافتن «من» سلمان ساوجی را به همه غزلسرایان امروز تبریک میگوییم.
8) تحقق هر ایدهآلی محتاج مشارکت همه آحاد ملت ایران است و سلمان ساوجی نیز معتقد بوده است که رسیدن به یک اتصال کامل، از طریق مشارکت «من» و «تو» امکانپذیر میشود. فلذا، از جمیع ملت همیشه در صحنه خواستاریم که در انتخابات آتی ریاست جمهوری حتماً مشارکت خود را به نمایش بگذارند. در همین رابطه، مرحوم حمید مصدق فرموده است:
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
پس چه کس برخیزد؟
به لحاظ نیاز در داخل
صادرات پیاز ممنوع است
واحد اندازهگيري كتاب در سرزمينهاي مختلف فرق ميكند. در حالي كه ما در عصر پسا مدرن بسر ميبريم، بعضي از ملل پيشا مدرن، هنوز معتقدند كه بايد از معيار «جلد» براي شمارش كتاب استفاده كنند. مثلاً ميگويند: يك جلد كتاب بدهيد كه در سبد خانوارمان جا بگيرد!
مللي كه به خيال خودشان كمي پيشرفتهتر شدهاند و نفس اماره آنها را به دنياي ديجيتال مشغول كرده است، مقياس حجم را براي اندازه گيري كتاب بكار ميگيرند. مثلاْ ميگويند: لطفاً دو گيگا بايت كتاب براي من بكشيد! و خجالت هم نميكشند ازين همه عقب ماندگي فرهنگي خود.
اما ملت ايران با توجه به پيشرفتهاي اخير در زمينه نانو و سلولهاي بنيادي و انرژي هستهاي، به معيار جديدي براي اندازهگيري كتاب دست يافته است كه جاي بسيار خرسندي و ازين قبايل احساسات پاك انساني دارد. معيار امروز ما براي اندازهگيري كتاب «متر» است. مثلاً ميرويم كتابفروشي و ميگوييم: 30 سانت كتاب عنايت كنيد! الآن خيلي از ساندويچيهاي معتبر دنيا هم به تأسي از مسئولين فرهنگي ما به جاي ساندويچ عددي، ساندويچ متري تحويل مشتريان خود ميدهند. فيالمثل، صاحب مغازه به شاگردش ميگويد: پسر! نيم متر سوسيس براي خانم بپيچ.
خوشبختانه با تغيير مقياس اندازهگيري كتاب در ايران، خيلي از مشكلاتي كه مسئولين قبلاً با آن دست و پنجه نرم ميكردند و جزو معضلات نظام بهشمار ميرفت، حل شده است. يكي از اين مشكلات لاينحل، تعيين فضاي لازم براي ناشران در نمايشگاه بينالمللي كتاب بود كه هر سال حجم كلفتي از وقت و انرژي با بركت مسئولين را بخود اختصاص ميداد. الآن اين قضيه اين گونه حل شده است كه به هر ناشري با توجه به متراژ كتابي كه منتشر كرده است، غرفه تعلق ميگيرد.
اميدواريم با تغيير واحد اندازهگيري، متراژ مطالعه در ايران نيز بهنحو محسوسي افزايش پيدا كند. البته با عنايت به اين موضوع كه تمامي زيرساختهاي فرهنگي در كشور طي سه چهار سال اخير ترميم شده است، افزايش متراژ كتاب در سال جاري امري قريب الوقوع تلقي ميشود. به اميد روزي كه به هر شهروند ايراني چند متر كتاب برسد.
یوسف چنین فرمود:
من خوابهای بهتری دیدم
باید
پیراهن صد پارۀ من را
به گرگ قصّه نسبت داد
از چاه تا قصر زلیخا نیز
راه درازی نیست
زندان مصر آب و هوای بهتری دارد
(از گوشۀ کنعان)
ضمناً
اوضاع پُشت صحنه هم خوب است
فرمانروای مصر هم
الطاف بیحدّش
از پیش بینیها فراتر رفته پنداری.
زن هست
گردشگری هم میکنم گاهی
ویلای من مشرف به رود نیل میباشد
اطرافیان از جایگاه بینظیر من خبر دارند
تعظیمهای مَشتِ پی در پی
نثارم میشود هر روز
حال اساسی هم به کاهنهای کافر کیش
خواهم داد
عکس من از امروز
بر جلد روزینامههای زرد
خواهد رفت
کم کم
به کاندیداتوری هم فکر خواهم کرد
کم کم به مردم...
ـ کات!
آقای بازیگر! حواست هست؟
دارد دیالوگهای بوداری به ذهنت میرسد کم کم...
لطفاً سکانس بعد.
از حال رفته است خروس آپارتمان
اقدام مشكلي است عروس آپارتمان
شايد كه قرص خورده كه خميازه ميكشد
اين گربه ملول و ملوس آپارتمان
در معني لبان تو مبهوت مانده است
ليوان خندههاي عبوس آپارتمان
دندان خيسخورده پر از حس بوسه است
اينجا كنار تخت عروس آپارتمان
احساس بردگي ترا درك ميكند
لبهاي لندهور زئوس آپارتمان
موسيقي مطنطن ما را چريده است
نُتهاي نخ نماي بلوز آپارتمان
وقتي كه نيست، قافيهام لنگ ميزند
آشفته هست وضع عروض آپارتمان
مستأجر نگاه توام، پلك كم بزن
تأخير كرده قسطِ هنوز آپارتمان!
..
توضيحات لازم:
1) رديف آپارتمان دليل مبرهني بر شهري بودن شعر است.
2) انواع بازيهاي زباني در اين شعر اجرا شده كه حتماً خوانندگان فهيم به ارزشهاي آن واقف هستند.
3) استفاده از كلمه «زئوس» نه به خاطر ضرورت قافيه، بلكه به خاطر ضرورت استفاده از اسامي و اصطلاحات خارجي در غزل امروز است.
4) تغيير قافيه بسيار ماهرانه صورت گرفته است!
5) ايهام در كلمه «بلوز» از شاهكارهاي بنده است.
6) تركيب درخشان «لبهاي لندهور» براي اولين بار در اين شعر بكار رفته و حق انحصاري آن محفوظ است.
7) جناس مدرني كه كه در «گربه ملول و ملوس» اتفاق افتاده، كار هر كسي نيست!
8) تأخير معنا را در بيت آخر حال ميكنيد؟
9) القاي «حس بوسه» به خاطر تكرار حرف سين در بيت چهارم واقعاً جاي تقدير و تشكر بسيار از بنده دارد!
10) در بيت ماقبل آخر، بحث يك بحث فلسفي در مورد بودن يا نبودن است. به نفع فهم خودتان است كه آن را دست كم نگيريد.
11) اين غزل در هر قضيهاي صدق ميكند، علي الخصوص در قضاياي هستهاي.
12) انجام اقدامات مشكل، يكي از وظايف مسلمين است.
و گرگي پيش بيني ميكند: امسال
علفسال است
براي بره بودن موسم خوبي است.
«ملک الفضلاء مولانا مظفر هروی. او را خاقانی دویم گفتهاند و از متأخران کسی به متانت او سخن نگفته. مردی دانشمند و فاضل بوده و همواره با شعرای ممالک دعوی کردی و بر سخن فضلاء اعتراض نمودی و فضل اشعار خود ظاهر ساختی و بارها گفتی که علمدار ساوه یعنی خواجه سلمان به سرحدّ ذهن میرسد، اما در میدان سخنوری جولان نمیتواند کرد و از نقاشک کرمان یعنی خواجو بوی سخنوری میآید، اما از ظاهر به معنی سخن نرسیده. و سخن شعرای دیگر را خود مطلقاً وجود ننهادی. حکایت کنند که در وقت مُردن، دیوان خود را در آب انداخت که بعد از مظفر هیچ کس قدر سخن مظفر نخواهد دانست. بلکه معنی آن را فهم نخواهد کرد.»
(دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، سال 892 ق)
..
در تکمیل فرمایشات مولانا امیر دولتشاه بن علاء الدوله بختیشاه الغازی السمرقندی، چند نکته نیز مولانا ابن محمود فرماید:
اول. نود درصد شعرای مملکت فارس معتقدند که قدر سخن ایشان را کسی نمیداند و صد سال بعد میفهمند که ایشان چه فرمودهاند. لاجرم، نود درصد شعرای مملکت فارس را کسی نمیشناسد.
دوم. اسم سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی حداقل به گوش بعضی از ایرانیان آشناست. مولانا مظفر هروی را ـ از بس قدر سخنش بالاست ـ هیچ کس حتی به اسم نمیشناسد.
سوم. احتمالاً دیوان مظفر هروی را بواسطه آنکه صاحبش آن را دم مردن در آب انداخته است، تا الآن هیچ کس ندیده است.
چهارم. این چه سری است که در مملکت ما هر وقت کسی بجایی رسید، نسخه دومش هم ببازار میآید؟ خاقانی دوم بودن چه لطفی دارد، خدا میداند! بماند که حتی بعضیها، از همان خاقانی اول هم چیزی دستگیرشان نمیشود. چه برسد به نسخه بدل او.
پنجم. مولانا محمد حقوقی هم احتمالاً کسی است از قبیل مولانا مظفر هروی. شعری گفته است به نام «مرثیه رباب» و چون احتمال داده که کسی ظرافتهای آن را درک نمیکند، خودش آن را توصیف و تشریح و تحلیل و معنی کرده است. این همان است که دولتشاه سمرقندی در حق مولانا مظفر هروی فرمود: «فضل اشعار خود ظاهر ساختی»!
ششم. کاش همه آن نود درصد از شعرای مملکت فارس، همت مولانا مظفر هروی را داشتند و اشعارشان را خودشان از بین میبردند. قبل از آنکه زمانه این کار را با آنها بکند.
هفتم. شعری که فقط خود شاعرش قدر آن را میداند، اصلاً چرا باید گفته شود؟
هشتم. تصور بکنید آدمی را که در سکرات مرگ بسر میبرد و در آن حال و هوا، دارد شعرهایش را به آب میاندازد. واقعاً شاعر جماعت انسانهای شریفی هستند.
نهم. بدترین مصیبت برای وارث یک شاعر آن است که بخواهد اشعار چاپ نشده ابوی مرحوم را سر و سامان بدهد و آنها را چاپ کند.
دهم. بیدل دهلوی درین رابطه فرموده است: معنی بلند من فهم تند میخواهد/ سیر فکرم آسان نیست، کوهم و کتل دارم! به همین خاطر، بیش از 200 سال، فضلای ایران که حوصله کوهپیمایی نداشتند، از خیر معانی بلند اشعار او گذشتند و بجایش هلو خوردند!
«خانه شاعران ايران» با صدور اطلاعيهاي، ضمن تبريك سال نو به همه شاعران قديم و جديد ايران و جهان، از شاعران ايراني خواسته است در سال جديد تمام اهتمام خود را براي اصلاح الگوهاي مصرف كلامي بكار گيرند.
در اطلاعيه «خانه شاعران ايران» آمده است، شاعران متعهد ايراني همگام با اقشار مختلف كشور، ضمن حواله نمودن مشت محكم و غيره به دهان تمامي ياوه گويان شرق و غرب و شمال و جنوب، خواهند كوشيد با بهينه كردن مصرف واژگان، زمينه ظهور اشعار مطابق الگوي مصرف را فراهم آورند.
«خانه شاعران ايران» از عموم شاعران ايراني خواسته است كه از گفتن شعرهاي نيمه بلند و بلند و قصايد مطنطن و مثنويهاي هفتاد من كاغذ جداً خودداري ورزيده و از قالبهايي مانند رباعي و دوبيتي و طرحهاي كوتاه و ترانك استفاده بيشتري بعمل آورند.
در اين رابطه، علي معلم دامغاني به علت مصرف بي رويه شعر و ايرج زبردست به جهت رعايت اقتصاد در كلمات به عنوان دو الگوي منفي و مثبت معرفي شده است.
در اطلاعيه «خانه شاعران ايران» به دست اندركاران چهارمين جشنواره بين المللي شعر فجر توصيه شده است كه به جهت نهادينه كردن فرهنگ بهينه سازي مصرف انواع مصرفها، امسال جايزه «شعر برتر در زمينه اصلاح الگوي مصرف» به 32 شاعر استاني و 100 شاعر انقلاب و 20 شاعر پيشكسوت و 15 شاعر جوان و 50 شاعر بين المللي اهدا گردد.
در اين اطلاعيه همچنين از دست اندركاران ساير جوايز ادبي خواسته شده است كه به منظور پرهيز از رواج فرهنگ مصرف بيش از حد جوايز ادبي در بين شاعران، كليه جوايز ادبي كه مورد تأييد نميباشند، حذف و هزينه آنها به حساب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي واريز گردد.
«خانه شاعران ايران» از شاعراني كه به طور حرفهاي در جشنوارهها و كنگرههاي شعر صاحب سكه و نيم سكه ميشوند خواسته است كه ضمن برنامهريزي براي حضور مستمر و مشاركت فعال در اين برنامهها، نيمي از سكههاي دريافتي را در اختيار اين نهاد قرار دهند تا در سال جاري، صرف حمايت از طرح اصلاح الگوي مصرف در عرصه شعر گردد.
استفاده از علائم به جاي كلمات، حذف كاغذ در انتشار شعرها، انتشار كتاب شعر گروهي، تقويت سايتها و وبلاگهاي ادبي مورد تأييد، چاپ كتاب شعر در قطع پالتويي و حداكثر در 20 صفحه (در صورت ضرورت چاپ)، از جمله راهكارهاي پيش بيني شده براي بهينه كردن نشر شعر در سال 1388 است كه در اين اطلاعيه مورد تأكيد قرار گرفته است.
شعر از جمله هنرهاي ايراني است كه همه مردم بالاخص مسئولين، خود را در مصرف بي رويه آن محق دانسته و معمولاً در استفاده از آن از الگوي خاص اقتصادي پيروي نمينمايند.