شعر حافظ چقدر میچسبد
با صــــــــــدای عبـید زاکانی!
..
اخیراً دانشمندان جوان ایرانی موفق شدند با کمک ماهواره امید و از طریق رهگیری امواج سرگردان در جوّ زمین، به فایل صوتی شعرخوانی خواجه شمس الدین حافظ شیرازی دسترسی پیدا کنند. شعرخوانی مذکور احتمالاً در بین سالهای 744 تا 755 هجری قمری در محضر شاه شیخ ابواسحاق شیرازی صورت گرفته و جمعی از بزرگان دربار و شاعران و ادیبان شهیر فارس در این محفل حضور داشتهاند. مستندات تاریخی حاکی از آن است که در محافل شعرخوانی حافظ در شیراز آن زمان، همواره عدهای از شنوندگان از شدت هیجانات وارده دچار سکتههای خفیف و ثقیل و ناقص و کامل شده و جان به جان آفرین تسلیم میکردند. خوشبختانه، در فایل صوتی مذکور، علاوه بر شعرخوانی حافظ، تقریظات شفاهی جمعی از حاضران نیز موجود است. به دلیل آنکه، ما بنا داریم اصل شعر حافظ را که با دستنویسهای موجود تفاوت اساسی دارد جداگانه چاپ کنیم و بعد از رونمایی، آن را به پیشگاه ملت شریف همیشه در صحنه ایران تقدیم نماییم، در اینجا فقط تقریظات شنوندگان مجلس حافظ را مینویسیم. از قرار معلوم وقتی حافظ شعرخوانی میکرده، جمعی از «سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی» با شعرهای او میرقصیدند و مینازیدند که ما به جهت پرهیز از اشاعه منکر، از درج این قسمت فایل صوتی جداً معذوریم.
..
خواجه کاملالدین: زهی استادا! به قول مرحوم رعدی آذرخشی: من ندانم به صدای تو چه رازی است نهان/ که من آن راز شنیدستم و گفتن نتوان!
.
شیخ ابواسحاق: چه میشود گفت جز اینکه محشر بود! شما بدجور ذائقه شعری ما را ارتقا بخشیدهاید خواجه حافظ! رحمی نیز به حال دیگر شاعران محفل ما کنید که با این تفاصیل، از این به بعد، کمتر غزلی دل ما را میجنباند و این باعث انسداد روزی دیگر شاعران خواهد شد و باید بروند کشکشان را بسابند.
.
جهان خاتون: من اگرچه در اندرونی تشریف داشتم، اما جوری حالی به حالی شدم که این ندیمه ازین تاریخ به بعد، نگران سلامتی ماست. خدا را رحمی! اگر رخصت میفرمودند، دهان شما را ماچمالان میکردم.
.
یکی از منتقدان پست مدرن حاضر در مجلس: شعر بسیار زییبایی بود با خوانشی قوی. مؤلفهها به خوبی در خدمت شعر بودند. ارجاعات برون متنی هم بافته در زبان شعر بود و برون متن توی ذوق نمیزد. پایان بندی هم عالی بود.
.
ارثی الممالک: شعرتان دیوانه کننده است! و ابوی بنده قصد دارد از شما به علت دیوانه کردن جماعت یاران، نزد قاضی عضدالدین ایجی شکایت برَد.
.
مخمور شیرازی: اگر از جناب محتسب که درین مجلس حاضر است و ممکن است از هر حرفی بر علیه بنده استفاده کند، نمیترسیدم، میگفتم: سطر سطر شعر شما را قدح قدح قدم زدم.
.
مولانا وحید: خواجه شمس الدین! چقدر احساس داري... مرا ياد شاعرهاي اول انقلابات آل مظفر انداختي!
.
میر مؤید آرمان: طرز عملکرد شما را در دکلاماسیون دقیق و صحیح شعر ـ فارغ از انگارهای پست مدرنیسم ـ و ترکیب موارد جدی و غیر جدی پسندیدم. حبذا!
.
نرگس باجی: این شعر روی خلاقیت زبان ایستاده است، با زبان کار دارد و در زبان اتفاق میافتد.
حالا دیگر به مؤلفهها خدمت نمیکنید، آنها را به خدمت گرفتهاید ... این به آن معناست که آنها را میشناسید.
.
صدایی ناشناس: ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!
(توضیح: شنونده مذکور از فرط تعجب و حیرت، علائمی از خود بروز داده که شکل نوشتاری آن به گونه فوق ترسیم شده است.)
.
ملا اعوجاج: خدمت استاذنا بی احترامی نبایست کرد، اما صدای شما چنان است که گویی ده فقره موش به اتفاق دارند در یک سوراخ صحبت میکنند. شما بهتر بود بدهید شعرتان را سید مهدی موسوی بخواند و آن گاه ببینید که چه میکند با خلق الله.
.
شیخ ابواسحاق: حضرت ملا اعوجاج (سلّمه الله تعالی) با اینکه جناب ما به تساهل و تسامح معروف و مشتهر است، شما غلط میکنید چنین فرمایشاتی میفرمایید!

