تبليغاتX
... وقايع ابن محمود ...

... وقايع ابن محمود ...

لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد

 

شعر حافظ چقدر می‌چسبد

با صــــــــــدای عبـید زاکانی!

..

اخیراً دانشمندان جوان ایرانی موفق شدند با کمک ماهواره امید و از طریق رهگیری امواج سرگردان در جوّ زمین، به فایل صوتی شعرخوانی خواجه شمس الدین حافظ شیرازی دسترسی پیدا کنند. شعرخوانی مذکور احتمالاً در بین سالهای 744 تا 755 هجری قمری در محضر شاه شیخ ابواسحاق شیرازی صورت گرفته و جمعی از بزرگان دربار و شاعران و ادیبان شهیر فارس در این محفل حضور داشته‌اند. مستندات تاریخی حاکی از آن است که در محافل شعرخوانی حافظ در شیراز آن زمان، همواره عده‌ای از شنوندگان از شدت هیجانات وارده دچار سکته‌های خفیف و ثقیل و ناقص و کامل شده و جان به جان آفرین تسلیم می‌کردند. خوشبختانه، در فایل صوتی مذکور، علاوه بر شعرخوانی حافظ، تقریظات شفاهی جمعی از حاضران نیز موجود است. به دلیل آنکه، ما بنا داریم اصل شعر حافظ را که با دستنویسهای موجود تفاوت اساسی دارد جداگانه چاپ کنیم و بعد از رونمایی، آن را به پیشگاه ملت شریف همیشه در صحنه ایران تقدیم نماییم، در اینجا فقط تقریظات شنوندگان مجلس حافظ را می‌نویسیم. از قرار معلوم وقتی حافظ شعرخوانی می‌کرده، جمعی از «سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی» با شعرهای او می‌رقصیدند و می‌نازیدند که ما به جهت پرهیز از اشاعه منکر، از درج این قسمت فایل صوتی جداً معذوریم.

..

خواجه کامل‌الدین: زهی استادا! به قول مرحوم رعدی آذرخشی: من ندانم به صدای تو چه رازی است نهان/ که من آن راز شنیدستم و گفتن نتوان!

.

شیخ ابواسحاق: چه می‌شود گفت جز اینکه محشر بود! شما بدجور ذائقه شعری ما را  ارتقا بخشیده‌اید خواجه حافظ! رحمی نیز به حال دیگر شاعران محفل ما کنید که با این تفاصیل، از این به بعد، کمتر غزلی دل ما را می‌جنباند و این باعث انسداد روزی دیگر شاعران خواهد شد و باید بروند کشک‌شان را بسابند.

.

جهان خاتون: من اگرچه در اندرونی تشریف داشتم، اما جوری حالی به حالی شدم که این ندیمه ازین تاریخ به بعد، نگران سلامتی ماست. خدا را رحمی! اگر رخصت می‌فرمودند، دهان شما را ماچ‌مالان می‌کردم.

.

یکی از منتقدان پست مدرن حاضر در مجلس: شعر بسیار زییبایی بود با خوانشی قوی. مؤلفه‌ها به خوبی در خدمت شعر بودند. ارجاعات برون متنی هم بافته در زبان شعر بود و برون متن توی ذوق نمی‌زد. پایان بندی هم عالی بود.

.

ارثی الممالک: شعرتان دیوانه‌ کننده است! و ابوی بنده قصد دارد از شما به علت دیوانه کردن جماعت یاران، نزد قاضی عضدالدین ایجی شکایت برَد.

.

مخمور شیرازی: اگر از جناب محتسب که درین مجلس حاضر است و ممکن است از هر حرفی بر علیه بنده استفاده کند، نمی‌ترسیدم، می‌گفتم: سطر سطر شعر شما را قدح قدح قدم زدم.

.

مولانا وحید: خواجه شمس الدین! چقدر احساس داري... مرا ياد شاعرهاي اول انقلابات آل مظفر انداختي!

.

میر مؤید آرمان: طرز عملکرد شما را در دکلاماسیون دقیق و صحیح شعر ـ فارغ از انگارهای پست مدرنیسم ـ و ترکیب موارد جدی و غیر جدی پسندیدم. حبذا!

.

نرگس باجی: این شعر روی خلاقیت زبان ایستاده است، با زبان کار دارد و در زبان اتفاق می‌افتد.
حالا دیگر به مؤلفه‌ها خدمت نمی‌کنید، آنها را به خدمت گرفته‌اید ... این به آن معناست که آنها را می‌شناسید.

.

صدایی ناشناس: ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!

(توضیح: شنونده مذکور از فرط تعجب و حیرت، علائمی از خود بروز داده که شکل نوشتاری آن به گونه فوق ترسیم شده است.)

.

ملا اعوجاج: خدمت استاذنا بی احترامی نبایست کرد، اما صدای شما چنان است که گویی ده فقره موش به اتفاق دارند در یک سوراخ صحبت می‌کنند. شما بهتر بود بدهید شعرتان را سید مهدی موسوی بخواند و آن گاه ببینید که چه می‌کند با خلق الله.

.

شیخ ابواسحاق: حضرت ملا اعوجاج (سلّمه الله تعالی) با اینکه جناب ما به تساهل و تسامح معروف و مشتهر است، شما غلط می‌کنید چنین فرمایشاتی می‌فرمایید!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 12:53  توسط ابن محمود  | 

 

باغی که عطشان است

وام کشاورزی نمی‌خواهد

چشم انتظار بوی باران است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 0:1  توسط ابن محمود  | 

 

در شهر شیکاگو، یک میلیارد دلار در حسابهای شهرداری گم شده و فعلاً ردی از آنها به‌دست نیامده است. شیکاگو یک شهر مشهور در ایالات متحده آمریکاست و هزاران کیلومتر از تهران ما فاصله دارد. به‌همین مناسبت، نشریه شیکاگو تریبیون مصاحبه‌ای با سخنگوی شهرداری شیکاگو انجام داده که ترجمه آن از نظرتان می‌گذرد.

..

س. می‌گویند یک میلیارد دلار در حسابهای شهرداری گم است. در این مورد چه سخنی دارید؟

ج. معمولاً پولهای خُرد زود گم و گور می‌شوند.

س. شما به این می‌گویید پول خُرد؟

ج. ببین. مهم معیار است. بقول یکی از شاعران ایرانی: در خانه مور شبنمی توفان است. یک مورچه با یک قطره غرق می‌شود و در ذهنش از آن یک اقیانوس می‌سازد.

س. بگذارید سؤالم را این‌طوری مطرح کنم: آیا در شهرداری همیشه ازین پولهای خُرد گم می‌شود؟

ج. شما دارید زیرکانه به رییس جمهور ایالات متحده و اصولهایی که ما به‌خاطر آن دهها سال جنگیدیم، توهین می‌کنید؟

س. من دارم از شما سؤال می‌کنم نه رییس جمهور آمریکا.

ج. در یک نظام بهم پیوسته، مهم نیست که شما از کی سؤال می‌کنید. مهم سؤالی است که می‌پرسید.

س. به نظر شما اگر یک کارمند شهرداری شیکاگو به دزدی یک میلیارد دلار متهم شود، رییس جمهور آمریکا زیر سؤال خواهد رفت؟

ج. بستگی دارد که شما سؤالتان را چگونه مطرح کنید. این طور که من استنباط کردم، کار شما از مقوله شبهه پراکنی و سیاسی‌کاری است.

س. ولی همه می‌دانند که مطبوعات رکن چهارم دموکراسی هستند و حق دارند از طرف ملت به همه زوایای تاریک سرک بکشند و هر سؤالی که دلشان خواست بپرسند.

ج. شاید در دوره کلینتون این‌طور بوده، اما در دوره پرزیدنت بوش مطبوعات حق ندارند به اسم دموکراسی، دستاوردهای مهم کشور را زیر سؤال ببرند.

س. این حقی نیست که پرزیدنت به کسی داده باشد. بلکه پرزیدنت هم خودش بر اساس همین حق رییس جمهور ملت بزرگ آمریکا شده است.

ج. ببین. دولت ما یک دولت کاملاً پاک است و دادگاه عالی فدرال نیز بر این امر صحه گذاشته است. بنابراین، حرفهای شما موجب ایجاد بدبینی در مردم می‌شود و ممکن است باعث کاهش درآمدهای دولت شود.

س. اصلاً به نظر شما گم شدن یک میلیارد دلار صحت دارد؟

ج. چطور ممکن است این پول گم شود. ما برای هر سنت این پول برنامه داریم. فکر کردید شهرداری مثل تحریریه شیکاگو تریبیون است که همه چیز در آن بی حساب کتاب باشد و همه به خودشان اجازه بدهند روز روشن به شخص اول مملکت چنین توهین‌هایی وارد کنند؟

س. از صحبتهای شما من متوجه شدم که شما گم شدن این پول را تکذیب می‌کنید.

ج. ما از دستگاههای نظارتی می‌خواهیم که این موضوع را سریع‌تر روشن کنند.

س. ولی این موضوع را خود دستگاههای نظارتی به ما اعلام کرده‌اند.

ج. پس به نظر می‌رسد دشمنان ملت آمریکا در دستگاههای نظارتی نیز نفوذ کرده‌اند و قصد تخریب چهره دولت خدمتگذار را دارند.

س. با توجه به اینکه تا چند روز دیگر پرزیدنت بوش باید جای خود را به اوباما بدهد، روشن نشدن این مسئله ممکن است به اعتماد عمومی لطمه بزند؟

ج. ببین. خود سنا پیشنهاد ما را برای واریز این پول به خزانه رد کرد. ما چکار می‌توانستیم بکنیم؟

س. ممکن است بگویید این پولها الآن کجا هستند؟

ج. ما هم می‌خواهیم این مسئله هرچه زودتر روشن بشود. امیدوارم شما هم کمک کنید هرچه زودتر این قضیه فیصله پیدا کند. چون ما نگران بدبینی ملت غیور مالیات دهنده هستیم. و اگر این اتفاق بیفتد، شما مقصر اصلی هستید.

س. پس به نظر شما تقصیر مطبوعات است که این پولها گم شده است؟

ج. من تحلیل دیگری عجالتاً به ذهنم نمی‌رسد و از قاضی می‌خواهم که حسابهای نشریه شما را بررسی کند. به نظر من، شما از دشمنان ملت آمریکا، و احتمالاً از ایران، پول گرفته‌اید که به دولت ضربه بزنید. ولی ملت ما هوشیارتر از این حرفهاست که دشمنان خود را نشناسد.

س. ولی...

ج. خفه شو دگر اندیش خود فروخته! مزدور اجانب!

..

..

پ.ن. این مصاحبه چند ماه قبل از اینکه پرزیدنت بوش کاخ سفید را ترک کند صورت گرفته است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 0:41  توسط ابن محمود  | 

 

همه آنچه ملت فهیم ایران در این سی سال به‌دست آورده است، مخصوص همین سی سال است و لاغیر! تاریخ ملت ایران دو بخش دارد: قبل از سی سال و بعد از سی سال. با اینکه مقایسه کردن این سی سال با آنچه قبل از این سی سال بوده، موجب وهن و سرشکستگی است، با این حال ما تا دهه مبارک فجر تمام نشده است، این کار کم اهمیت را برای تنویر افکار عمومی می‌کنیم.

..

وبلاگ‌نویسی.

در طول 2500 سال حکومت ننگین سلطنتی، حتی یک وبلاگ هم به زبان فارسی راه‌اندازی نگردید. و امروز، بویژه در دولت خدمتگزار نهم، تعداد وبلاگهای فارسی زبان به 300 ـ 400 هزار وبلاگ رسیده که حاکی از رشد 300 ـ 400 هزار صدی است. و البته، نیم بیشتر این رشد خیره کننده در دولت نهم به دست آمده است که نشان دهنده حقانیت دولتمردان فعلی است.

..

مترو.

همه شاهان منحوس گذشته نه فقط چیزی از مترو نمی‌دانستند بلکه اسم آن نیز به گوششان نخورده بود. حتی مشهور است که شاه عباس کبیر با اسب سفر می‌نمود و از برکت سوار شدن بر مرکوبی بنام مترو به‌کلّی بی‌بهره بود. بحمدالله و المنة، بعد از پیروزی انقلاب باشکوه اسلامی چشم ملت ایران به جمال نورانی مترو منور گردید و این خودش یکی از بزرگ‌ترین خدمات این نظام به ملت بدبخت ایران است. درست است که ساخت مترو در زمان هاشمی رفسنجانی پایه‌گذاری شد و در دولت خاتمی راه افتاد، اما این دولت نهم بود که بر این افتخار عظما صحه گذاشت.

..

درآمدهای نفتی.

شاه منحوس همه درآمدهای نفتی را صرف مسایل کم‌اهمیت و تجملاتی و بی‌فایده به حال ملت ایران می‌کرد و از توفیق کمک به ملت مظلوم سوریه و لبنان و فلسطین بی بهره بود. شکر خدا در این سی سال، نفت فقط صرف مسائل با اهمیت شده است. تا آنجا که در دولت نهم نه فقط سفره ملت ایران بوی نفت گرفته، بلکه سفره همه ملل مظلوم جهان از بوی نفت ایران ممتلی گردیده است (عمداً این لغت سخت را بکار بردیم که هم شاهدی باشد بر فضل و دانش ما و هم ضد حالی باشد برای شما خواننده‌ای که در کتابخانه خود فرهنگ لغت ندارید!). از جمله افتخارات دولت نهم در این زمینه، رساندن قیمت هر بشکه نفت به 140 دلار بود که رکورد بی‌نظیری درین زمینه محسوب می‌شود و حاصل تدبیر سیاست‌مداران فعلی است. البته، افت قیمت نفت در برهه کنونی، از جمله توطئه‌های استکبار جهانی به سردمداری آمریکای جهان‌خوار است.

..

کتابهای کمک‌درسی.

رونق باشکوه کتابهای کمک درسی از جمله دستاوردهای بزرگ این سی سال است. به طوری که تیراژ این نوع کتابها که در ارتقاء سطح فرهنگی ملت ایران نقش مهمی داشته است، با تیراژ تمام کتابهای کمک درسی منتشر شده از آدم ابوالبشر تا امروز نه فقط برابری می‌کند، بلکه میلیونها برابر شده است. این امر گویای آن است که دانش‌آموزان ما در این سی سال، علاوه بر این درس می‌خوانند، به مسایل کمک درسی هم اهمیت فراوانی می‌دهند. این اهمیت بلاشک در دولت نهم فراون‌تر هم شده است.

..

سرانه مطالعه.

تا از حوزه کتاب خارج نشده‌ام به اطلاع‌تان برسانم که سرانه مطالعه در رژیم منحوس پهلوی اگر فی المثل 15 میلیون نفر ساعت در سال بود، هم اکنون این رقم در ماه به 45 میلیون نفر ساعت رسیده است. که عمده آن به برکت خواندن قرآن و دعای کمیل و دعای توسل و مناجات و دور تسبیح و اذکار و اوراد حاصل شده است. فی الواقع، ملت ایران به افزایش سرانه مطالعه توجه جدی داشته و از برنامه‌های دولت نهم درین زمینه قدردانی می‌نماید.

..

حسین رضا زاده.

در زمینه ورزش، در این سی سال ما موفق به معرفی حسین رضا زاده به همه جهانیان شدیم. اما شاهان گذشته، حتی یک حسین رضا زاده نیز به ورزش جهان معرفی نکردند. در مورد رستم دستان هم تحقیقات ایران‌شناسان راستین مشخص نموده‌ است که این شخصیت واقعیت تاریخی نداشته و زاده ذهن فردوسی حکیم است. و حتی ممکن است که نظر فردوسی حکیم، در این قضیه، به همین حسین رضا زاده خودمان بوده و وی نیز در آیینه جهان‌نما، صحنه‌های وزنه‌برداری او را در المپیک می‌دیده است. علاوه براین، دولت نهم موفق شد که رکورد حسین رضا زاده را نسبت به رکورد او در دولت خاتمی، به نحو محسوسی ترقی بدهد.

..

جشنواره بین‌المللی شعر فجر.

همگان ملت ایران را ملتی شعر دوست می‌شناسند و مشهور است که ملت ما خواب‌هایشان را به شعر و بصورت منظوم می‌بینند. با همه این پیشینه غنی، هیچ کدام از شاهان قدیم در طول این 2500 سال موفق به برگزاری حتی یک دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر نشدند. اما در طی سه سال گذشته، و به برکت برنامه‌ریزی‌های شایسته دولت نهم، ما سومین دوره این جشنواره بین‌المللی را نیز برگزار کردیم. به برکت این جشنواره، جهانیان با چهره‌های برجسته شعر امروز ما از قبیل حافظ و مولانا آشنا شدند.

..

یوزارسیف.

خدا می‌داند چند هزار سال از زمان زلیخای علیه ما علیه و حضرت یوسف می‌گذارد. اما هیچ‌کدام از دولتهای قبل و بعد از این سی سال، موفق به تولید نیم ساعت سریال در مورد این واقعه عظمای دراماتیک نشدند. تنها درین سه سال گذشته بود که برکت سفرهای استانی دولت نهم و توزیع سهام عدالت، صدا و سیمای ج.ا.ا موفق به تولید سریال یوسف پیامبر شد که ملیونها مخاطب را تا کنون به خود جذب نموده و همه ملل مترقی جهان خواهان تماشای این سریال می‌باشند.

..

پیامک.

تعداد دو میلیون و پانصد هزار پیامکی که تنها در مدت دو ساعت پخش برنامه 90 توسط ملت غیور و رنج‌ کشیده ایران به صدا و سیما ارسال گردید، با کل پیامکهای ارسالی در 2500 سال گذشته برابری می‌کند. خدمات دولت نهم درین عرصه موجب تولید دهها پیامک با مضامین طنز شده است که در ایجاد نشاط بین اقشار مختلف جامعه نقش مهمی ایفا نموده است. به‌طوری که میزان ایجاد نشاط از طریق پیامکهایی که به نحوی به خدمات دولت نهم اشاره دارد، به همه شادیهای ملت ایران در طول ادوار مختلف تاریخ و حتی اساطیر الاولین می‌چربد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:13  توسط ابن محمود  | 

 

درین دوران که وحدت چاره ساز است

به مشت محکم مردم نیاز است

بزن مشتی دهان یاوه گو را

بکش جیغی و ره وا کن گلو را

نکن این صحنه را خالی دلآور!

تنوری گرم شد، نانی در آور

خصوصاً در زمان انتخابات

ـ که کشور می‌شود یک دفعه آبات! ـ

حضور تک تک ما فرض عین است

خطر از جانب سلطان حسین است!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 10:29  توسط ابن محمود  | 

 

اوت. خارج شدن توپ از چارچوب زمین. پرت و پلا گفتن هر یک از مسئولین. مصاحبه مسئولین با رسانه‌ها. خارج از محدوده. روز اول پایان دوره ریاست جمهوری. آن ور میز ریاست. عدم توفیق در رسیدن به هدف. ناکامی در گل کردن موقعیت‌ها. خاتمی عزیز. خواستن اما نتوانستن. گلهای پرپر. اواخر دوران بازیگری علی دایی و اوایل مربیگری او در تیم ملی.

..

پرتاب اوت. فوتبال ورزشی است با پا، که در آن اوتی‌ها را با دست می‌اندازند. علی انصاریان. علی علی‌زاده. یکی از تاکتیکهای رایج گل زدن در ایران. ضربه آزاد با دست. روشی که علی پروین به امیر قلعه‌نویی آموخت. بازگرداندن توپ به زمین بازی. ترغیب محمد خاتمی و میرحسین موسوی به  کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری.

..

توپ جمع کن. کسی که توپهای اوت شده را به بازیکنان لب خط می‌رساند. متولی کاهش اتلاف وقت و انرژی. مسئول راست و ریس کردن اظهارات مسئولین. روابط عمومی سازمان. عشق فوتبال آینده‌دار.

..

دروازه. چهارچوبی است فلزی که سه طرفش را با تور پوشانده‌اند و یک طرفش باز است. وظیفه بازیکنان حریف باز کردن آن است. نهایت آمال. گوش مسئولین هنگام شنیدن حرفهای حساب. بعضی از نواحی. ناموس دروازه بان. تونل افتخار بازیکنان و مربیان حریف. باز شده اش گاهی طومار جماعتی را در هم می‌پیچد.

..

تیر دروازه. مانع اوت شدن توپها. یکی از حواله‌های رایج در ادبیات فوتبالی. تعیین کننده بخت و اقبال مهاجمان.

..

خط دروازه. محل مناقشه فلاسفه فوتبال. پل صراط داوران. مهمترین مشکل عالم هستی. تعیین صلاحیت محمد خاتمی. خاتمی یا میرحسین. گل یا پوچ.

..

هوادار. کسی که به یکی از تیمهای فوتبال بصورت بیمارگونه عشق می‌ورزد. نوکر بی جیره و مواجب. رونق دهنده بازار عکسها و پوسترها. عامل درآمد زایی ورزشگاهها. در ایران با صفت فهیم و با شعور و باشخصیت از آنها یاد می‌شود. اما بعد از هر بازی، هزینه خسارتهای فهم و شعور و شخصیت آنها به بیت المال سر به دهها میلیون تومان می‌زند. بوق. سنگ. ترقه. سر دهنده شعارهای فرهنگی خطاب به مربیان و بازیکنان حریف. تشویق‌کننده داوران مسابقه چنان‌که افتد و دانی. رک. تماشاگر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 7:8  توسط ابن محمود  | 

 

سگها و توله‌ها:

تمرین پارس کردن

                        ـ حتی بدون ماه!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 23:22  توسط ابن محمود  | 

 

اسماعيل شاهرودي، شاعر معاصر، از سال 1335 بر اثر اختلالات روحي و رواني عمر خود را در تيمارستان و خانه به خير خوشي سپري كرد. روزي جواد مجابي و محمد زهري در بيمارستان مهرگان به ديدن او رفتند. شاهرودي خطاب به آنان گفت: من به نمايندگي از طرف همه شما اينجا هستم!

..

در شهر ما ديوانه مشهوري بود به نام ميرزعلي محمد كه دست بر قضا شعر هم ميگفت. هر وقت يكي از جوانان با استعداد شهر قصد ميكرد كه بخت و استعداد درخشان خود را در زمينه شعر بيازمايد، بزرگان فهميده فاميل سرنوشت ميرز علي محمد را به او يادآور ميشدند و طرف قانع ميشد كه دور و بر شعر را خط قرمزي بكشد. سالها طول كشيد تا خاطره ميرزعلي محمد از ذهن مردم شهر ما پاك شود و جوانان با خيال راحت به شعر و شاعري اشتغال بورزند.

..

به نظر مهدي اخوان ثالث، شعر در فاصله شعور نبوت و شور جنون شكل ميگيرد. بنابراين، در صف كبريا كه نفر دوم آنها، شاعران هستند، ديوانگان نيز جايگاه در خوري دارند.

..

جنون عبارت است از رفتار عاقلانهاي كه همه ديوانگان به درستي آن اعتقاد راسخي دارند. اما از ديدگاه كساني كه ديوانه نيستند، اين رفتار، غير عاقلانه جلوه ميكند. و از آنجا كه طايفه دوم در اكثريت هستند، نظرات خود را بر بقيه كه در اقليت قرار دارند، تحميل ميكنند. بنابراين، ديوانگان، عاقلاني هستند در اقليت و عاقلان، ديوانگاني هستند در اكثريت.

..

شاعر عبارت است از فردي غير معمول كه واجد تمام مشخصات مربوط به ديوانگان است اما خودش بنا به دلايل نامعلوم از پذيرفتن اين اوصاف امتناع ميورزد. اين فرد معمولاً تمامي ناكاميهاي خود را در زندگي به گردن شعر مياندازد كه آن را استعدادي ذاتي و خداداد تلقي ميكند و همواره خود را از مواهب آن بهره مند ميبيند.

..

اگر كسي حساب و كتاب زندگي اش درست باشد، شاعران او را گرفتار «عقل دورانديش» محسوب ميكنند. منظور از عقل دورانديش در نزد شاعران، مثل آدم زندگي كردن است و اغلب شاعران ازين نعمت عظماء بي بهره يا كم بهرهاند. مثالش، همه شاعران شناخته شده معاصر! شاعران ناشناس البته بيشتر به اين مرض گرفتارند. چون همواره در تلاشند خود را به سطح استانداردهاي رايج در بين شاعران شناخته شده برسانند.

..

نتيجهگيري اول: جنون چيز خوبي است به شرطي كه ما دچار آن نباشيم.

نتيجهگيري دوم: بين جنون و شعر مرز خيلي باريكي وجود دارد. همين!

نتيجهگيري سوم: مجنون شاعري است كه شعر را زندگي ميكند. و شاعر مجنوني است كه جنون را شعر ميكند.

نتيجهگيري چهارم: ناشر ديوانه، كسي است كه با هزينه خودش شعرهاي مجانين معاصر را چاپ ميكند. خواننده بي عقل عبارت است از آدم بي صلاحيتي كه روش خرج كردن پولش را بلد نيست و با آن كتاب شعر ميخرد.

..

به به عجب احكام فاضلانه و عاقلانهاي!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 14:1  توسط ابن محمود  | 

 

شاعرم، با همه اوصاف تطابق دارم

کفترا رو دوست دارم، کلاغا و جُغدا رَم

غافل از سنت دیرینه نباشم، هرچند

با مبــانی مدرنیــته تـوافـق دارم

گرچه این حرف درستی‌‌ست که من استادم

بر تمـام شعــرا نیز تفوق دارم،

شأن من برتر ازین‌است و خدا می‌داند

نفرت از شیوه تعریف و تملق دارم

همزمان چند کتاب است که در چند زبان

با دو صد مشغله در دست تورق دارم

درک من، لازمه‌اش فهم عمیق است و، دریغ

آن که از بی بصران چشم تعمق دارم!

ایده‌هایم همه بکرند و بلندند، ولی

دست تنها چه امیدی به تحقق دارم؟

باز هم دست خودم نیست، دلم می‌سوزد

من به این ملت، احساس تعلـق دارم!

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 12:2  توسط ابن محمود  | 

 

هيبت شير دارد

سايه گربه

              بر روي ديوار.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 7:51  توسط ابن محمود  | 

 

هندویی در نماز سخن گفت. آن هندوی دیگر که هم در نماز بود، می‌گوید: هی خاموش! در نماز سخن نباید گفتن!

و آن شخص پیش قاضی رفت. گفتندش که خصمت را گواه نیست، سوگند بخور. گفت: والله که سوگند نخورم! بالله که نخورم!

اخلاطیان گویند که ای طریل! برو تا دشنامت ندهیم!

 

(مقالات شمس، ص 305)

..

چند توضیح اضافه:

اول. هندوان معمولاً هنگام نماز خواندن حواس‌شان به خدا نیست. از ما معمولاً هست!

دوم. اخلاط از شهرهای آسیای میانه است بر ساحل دریاچه وان. و اخلاطیان، مردم شهر اخلاط باشند. مردم این شهر عادت بدی داشته‌اند که هنگام سخن گفتن از الفاظ رکیک بهره می‌بردند. بحمدالله این رسم در میان ایرانیان وجود ندارد و الفاظ ما اغلب بهداشتی و پاک است. نمونه آن ورزشگاه آزادی و سایر ورزشگاههای کشور است.

سوم. در معنی «طریل» علماء هنوز به اجماع نرسیده‌اند و ظاهراً فقط شمس تبریزی از این اصطلاح خبر داشته است. بعضی گویند به معنی فرومایه و بی غیرت است. در این دو لفظ البته هیچ دشنامی وجود ندارد! فلذا احتمال می‌رود که معانی بهتر دیگری برین لفظ مترتب باشد. از قبیل فحش به خواهر و مادر و ازین قبیل الفاظ که فقط در فیلمها و سریالهای آمریکایی بکار می‌رود و فرزندان ایران‌زمین از آنها بی‌خبرند.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 13:56  توسط ابن محمود  |