محقق ارجمند و فاضل نکته یاب محمد حسینی مقدم، مدیریت تألیف یک شعر اشتراکی را با مشارکت 18 شاعر بزرگ دیگر بر عهده گرفته و در مقدمه آن نشان داده که این فن شریف _ البته اگر موجب حرمان نشود _ در سایر ملل مترقی مثل شاعران شاخ آفریقا نیز رواج روزافزونی دارد (همین فردا بود، شماره سوم، بهار 78، ص 71 به بعد) و از آنجا که ما بنا داریم در همه فنون شریف سردمدار همه ملل مترقی جهان باشیم، فلذا لازم آمد که درین عرصه فراخ دامن (سایز دامنش فعلاً گزارش نشده است)، خدمات شایانی به فرهنگ و ادب ارائه نماییم. البته به دلبل تعطیلات نوروزی، حضرت حسینی مقدم امکان مراجعه به کتابخانه ها را پیدا نکردند و از طریق جستجو در اینترنت _ اعلاه الله مقامه _ متوجه شدند، علاوه بر زبان پر رونق سواحیلی، شاعران کشورهای کم اهمیتی دیگری مثل انگلیس و فرانسه هم دستی از دور برین آتش فروزنده دارند. ما بنا به همان رسالت مذکور، و به عشق اعتلای ادبیات پست مدرن، پیشینه این نوع شعر را در همه ملل جهان واکاوی میکنیم.
..
اول. گویند اولین شعر جهان را حضرت آدم علیه السلام به زبان فصیح عربی مرقوم فرموده است. از آنجا که در آن روزگاران غیر از آدم و حوا انسان دیگری در زمین موجود نبوده است، قطع یقین بدانید که مخاطب این شعر حضرت حوا بوده و بس و علی القاعده پای زن دیگری در میان نبوده است. از آنجا که فرایند شعر کلاً یک عمل مشارکتی است، سهم حضرت حوا را در آفرینش این شعر نمیتوان انکار کرد. فلذا، ما معتقدیم که این شعر، محصول مشترک این دو شاعر نازنین است و اگر قرار به ثبت باشد، حضرت آدم و حوا به اتفاق اولین شعر مشارکتی را مرتکب شده اند. همچنین زبان عربی به دلیل آنکه این شعر به زبان فصیح عربی است، افتخار آن را دارد که اولین زبانی باشد که در بستر بالنده آن شعر اشتراکی به منصه ظهور رسیده است. تا اینجا تکلیف اولین شعر اشتراکی عالم، از ابتدای خلقت تا کنون، روشن شد.
..
دوم. اگر خاطرتان باشد، ما قبلاً در مقالات متعددی که فعلاً به دلیل عدم دسترسی به کتابخانه ها امکان آن نیست که نشانی آنها را به استحضار قاطبه ملت پست مدرن برسانیم، ثابت کرده ایم که حجم عمده رباعیات خواجه عبدالله انصاری و ابوسعید ابوالخیر و خیام و مولوی و بابا افضل کاشانی متعلق به شاعران مادر مرده دیگر است. مثلاً مجموعه رباعیات خیام که بارها به چاپ رسیده و به زبانهای زنده و مرده ترجمه شده است، مملو از رباعیات دیگران است که به جهت همان خصلتهای اشتراکی ملت ادیب پرور ایران، به طور امانی در اختیار خیام قرار گرفته تا این حکیم فرزانه، مشهور و معروف در تمام عالم و باعث افتخار ما ایرانیان شود. فلذا، مجموعه رباعیات خیام، خودش نمونه بارز شعر اشتراکی است. از 300 – 400 رباعی این مجموعه ها، اگر صدتایش مال خیام باشد! بقیه اش محصول ذهن شاعران ریز و درشت دیگر است. مثل انوری، کمال اسماعیل اصفهانی و شرف الدین شفروه و عطار و اوحدالدین کرمانی و سنایی غزنوی و امیر معزی و نجیب الدین جرفادقانی و ظهیر فاریابی و سلمان ساوجی و عماد فقیه کرمانی و پور بهای جامی و قمری آملی و عبید زاکانی و پور خطیب گنجه و یمین اصفهانی و مولانا اشرف الدین دامغانی و همام تبریزی و عزالدین محمود کاشانی و نجم الدین رازی و ناصر بخارایی و سید مرتضی و مجد همگر شیرازی و فخر رازی (تا اینجا شد 24 شاعر).
..
سوم. از قرار معلوم، صائب تبریزی علاقه زیادی به شعر اشتراکی داشته است و یاران را میفرموده که مصراعی برسانند و او لطف میکرد و آن را شرف اتمام می بخشید. مثلاً شاگردی از شاگردان استاد، پیش مصراعی رسانده بدین ترتیب:
_ از شیشه بی می، می بی شیشه طلب کن
و استاد چنین اشتراک فرموده است:
_ حق را ز دل خالی از اندیشه طلب کن.
..
چهارم. اگر صنعت تضمین را یکی از متدهای رایج شعر اشتراکی بنامیم، پر بیراه نخواهد بود. و در این صنعت، مولانا حافظ خودمان سرآمد همه شاعران اشتراکی است. مولانای مذکور، علاقه وافری داشته که مصراعهای دیگران را بدون ذکر نام گوینده در شعر خودش تضمین کند و هدف اصلی آن جناب، رونق بخشیدن به ادبیات اشتراکی بوده است و بس. فی المثل، آن بزرگوار یک مصراع کامل سعدی را چندین نوبت اشتراک فرموده است:
زاهد ار رندی حافظ نکنئ فهم چه شد
«دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند»
.
و ایضاً:
«بدم گفتی و خرسندم عفاک الله نکو گفتی»
جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را
.
و ایضاً:
غیر ازین نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
«در سراپای وجودت هنری نیست که نیست»
.
و ایضاً:
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
«من از آن روز که در بند توام آزادم»
..
پنجم. برای اینکه در ادبیات تطبیقی نیز خودی نشان دهیم، حکایت زیر را نقل میفرمایم. یکی از دوستان نزدیک ما که در کارولینای شمالی زندگی میکند و اصالتاً مکزیکی است، از قول کارلوس کاستاندا نقل میکرد که ایشان از قول مرحوم دون خوان آورده اند که سرخپوستان قدیم ساکن قاره آمریکا، دستی قوی در امر سرودن شعر اشتراکی داشته اند که به «شعر چپقی» معروف است. و شیوه سرودن این شعر از این قرار است که شاعران پست مدرن قبایل مختلف سرخپوست در سده های ماضی هر سال دور آتش جمع میشدند و چپقی را به طول یک متر چاق میکردند و بزرگ قبیله (مثل همین محمد حسینی مقدم خودمان) پک اول را که میزد، یک سطر میسرود و چپق را به دست نفر بعدی میداد و نفر بعدی ضمن کام گرفتن از چپق، سطر بعدی را کارسازی میکرد و به همین منوال پیش میرفت و گویند گاه در یک شب 50 نفر شاعر چپقی، مشارکت میفرمودند و اشعار بزرگوارشان زینت بخش محافل سرخپوستی قرار میگرفت و حتی برای این اشعار، خواص شفابخشی نیز قائل بودند. پیاده کردن این نوع شعر در زبان فارسی، با توجه به ابزارهای نوین مخموری، تقریباً کار ساده ای است.
..
ششم. ما اخیراً در مطالعات خود متوجه شدیم که یک نمونه نادر از اشعار اشتراکی شاعران ایرانی موجود است که عنقریب به همراه تصحیحات و توضیحات لازم عرضه خواهد شد. این شعر را حدود 40 نفر از شاعران بزرگ پارسی زبان بدون آنکه همدیگر را دیده باشند یا تقصیری داشته باشند، به اتفاق سروده و ابن محمود وظیفه جمع و جور کردن این شعر را بر عهده گرفته است. منتظر عرضه این شعر باشید که بی گمان تحول زیادی در ادبیات جهان ایفا خواهد کرد.

